تبليغاتX
جام وصل
 

         مهر،از مهر می گوید ...

                         و ازعاشقانه های  بی نشان می سراید.

    راز مهر را از گل های پاییزی بپرسید.

 

+ نوشته شده توسط محمد عبداللهی در دوشنبه 20 مهر1388 و ساعت 23:49 |
 

    در این دوسه ماه اخیر که کمتر فرصت می کنم تا بنویسم برایم اندکی دشوار است که برای یک حادثه تلخ بنویسم.متاسفانه روز گذشته استاد بزرگ موسیقی ایرانی پرویز مشکاتیان دار فانی را وداع گفت.

  کسانی که با آثار ایشان آشنایی دارند وکارهای ایشان را شنیده اند می دانند که ایشان از چه جایگاهی در پهنه فرهنگ وهنر ایران زمین برخودارند.

  ایشان با اساتید بزرگی همکاری داشته اند که گمان دارم بیشتر کارهای ایشان با پدر همسرشان یعنی استاد محمدرضا شجریان باشد که البته درکتار نام ایشان نام اساتید بزرگ دیگری همچون زنده یاد ایرج بسطامی.علیرضا افتخاری و... به چشم می آید.

        روحش شاد.

 

+ نوشته شده توسط محمد عبداللهی در سه شنبه 31 شهریور1388 و ساعت 15:6 |
من می دانم و او...

او می داند ودیگر هیچ کس...

ابرها با سرعت حرکت می کنند.سرت را بالا بگیر و حرکت ابرها را بنگر.

تا هنگامی که با او می نشینی راز دلت را نمی گویی.

به خود آمدی و دیدی که خورشید پشت ابرها فرو رفته. گفتی به انتظار مهتاب می نشینم...

آن شب از ماه خبری نبود.

واه که ابرها چقدر تند می گذرند... .

دردناک بود سکوت او. پاسخ نمی دادتا از بلاتکلیفی رهایی یابم.

...و من بودم و سکوت و حسرت یک واژه...که او بگوید.

...جلوی ابرها را بگیرید.نگذارید به این تندی بروند.

+ نوشته شده توسط محمد عبداللهی در جمعه 30 مرداد1388 و ساعت 18:56 |
گاهی می مانم بین رفتن وماندن...

گاهی حیرانم از بودن خویش در این میان...

گاهی آسمان را که می نگرم از زمینی بودنم شرمسار می شوم...

... وچه غریبانه بال وپر خویش رابسته می بینم وحسرت را با تارو پودم احساس می کنم.

گاهی می خواهم سخن بگویم اما اشک را ترجیح می دهم...

          ... وگاهی ماندن را... .

+ نوشته شده توسط محمد عبداللهی در چهارشنبه 31 تیر1388 و ساعت 11:4 |
  

     پیروزی مردایران،حامی ضعیفان و آبادگرمیهن را به دوستداران سربلندی ایران تبریک می گویم.

محمودجان،رییس جمهورباشی یانباشی،محبوب قلبهایی؛مهربان.

24527516

+ نوشته شده توسط محمد عبداللهی در شنبه 23 خرداد1388 و ساعت 17:10 |
 

     استادبزرگوارم،مهرسا ودوست خوبم،فائزه در پست پیشین نظراتی را مطرح کردند که دراینجا پاسخ می دهم:

                      

   1- اگر توهین جایز نیست،غیبت وتهمت زدن هم جایز نیست.چرا درمقابل خودش چیزی نگفت و4  شبانه روز بعد،آمد وتوجیه کرد؟ یا آقای کروبی چرا همان شب دفاع نکرد و 24 ساعت بعد،آمد ودست نوشته های دیگران را خواند؟

  2- کدام توهین؟ برای کسی که دم از قانون می زند ودیگران را به قانون گریزی متهم می کند،رو کردن پرونده بی قانونی وعدم قانونی خانواده اش توهین است؟

  3- دوست خوب من؛تو هم عضوی ازاین ملت هستی وخیانت های کثیف آقای خاتمی شامل حال تو هم می شود. عوض احقاق حقوق خود،سنگ کثیفان رابه سینه نزن.

  4- منکر زحمات آقای موسوی درهشت سال جنگ نیستم.وازکسانی که آنزمان بودند،وصف جانفشانی  ها وتلاش های آقایان راشنیده ام.اما همان چهره درخشان،چرا اکنون کاری کرده وبا کسانی نشست و برخاست کرده که شده چهره سیاه؟همان هایی که حامیانش هستند،آیا خون این مردم را درشیشه نکرده اند؟دیروز را رها کنید(اما فراموش نکنیم).اکنون را بچسبید که چه اندیشه هایی پشت چهره ها وچه چهره های دیگری پشت اندیشه های چهره هاست؟

  5- استادبزرگوار؛شما همان استاد مهربانی هستید که روز جدایی ازشما اشک چشمانمان رانوازش کرد.همان استادی که مهربانی را به ما آموخت.استفاده از بعضی الفاظ(مانند سرازتخم درآوردن)برازنده وزیبنده شخصیت والای شما نیست واز شما دور ازانتظاراست.ضمنأ آقای احمدی نژاد جای خاصی تشریف نداشتند.ایشان درزمان انقلاب وپس از آن دانشجو بودند.مگر قراراست فقط کسانی که درابتدای انقلاب مسئول بودند،تا آخر هم،همان ها مسئول بمانند؟این همان چیزی است که حامیان کثیف وپلید آقای موسوی دنبال آن هستند واکنون هم برای از دست ندادن قدرت، او راعلم کرده اند.و حیف از این چهره درخشان و برای ملت خاطره انگیزی،که اسیر مشتی خائن وجاه طلب شد.

  ۶- یکی منو توجیه کنه.رودررو حقایق را گفتن بی ادبی است؛یا پشت سر دروغ وتهمت زدن؟!!!

 

+ نوشته شده توسط محمد عبداللهی در سه شنبه 19 خرداد1388 و ساعت 15:5 |
 

   دیشب شب خاصی درعرصه سیاسی کشوربود.شبی که خیلی ازآقایون،مورد لطف رییس جمهورقرار  گرفته بودندو بخاطرالطاف(!) فراوانی که درطی سالیان اخیر درحق ملت کرده بودند،مورد علامت سئوال رییس جمهور قرارگرفتند.

  رییس جمهور عزیزدیشب ثابت کرد که هم آقایان با این ملت چه کردند وهم اینکه آن راکه حساب پاک است ازمحاسبه چه باک است.

  وآقایی که کم آورده بود وفقط واژه چیز را بخاطر می آورد،(احتمالأ شام، پنیر خورده بوده)،درتوجیه فجایع شوم حامیانش،از خیانت های هسته ای خاتمی خائن،تا گند کاری های بعضی از آقایان وخانواده هایشان،مشتی اراجیف واتهامات را تحویل مردم ورییس جمهور محبوبشان داد وآنوقت خود او بود که ادعای پرونده سازی ازجانب شخص مقابلش را می کرد!!!

   برای آنکه عدم غرض ورزی را در نوشته هایم ثابت کنم به این نکته اشاره می کنم که تنها نقطه مثبت وصحیح صحبت های آقای میرحسین موسوی همان بحث اقتصادی و مسئله برنامه وبودجه ی دولت آقای احمدی نژاد بود که آن،پذیرفتنی است.اما این مسئله به هیچ عنوان با خیانتهای غیر قابل بخشش آقای خاتمی وطن فروش خائن،یا دیگر جنایت هایی که ازسوی برخی ازآقایان سر زده ومی زند قابل قیاس نیست.

  می خواهم بگویم بگونه ای دست به خلق سرنوشت بزنیم که فردا وفرداها،فرزندانمان ما را لعن ونفرین نکنند وبخاطر داشتن چنین پدرانی و چنین گذشتگانی احساس شرم وخجالت نکنند.

 

 

+ نوشته شده توسط محمد عبداللهی در پنجشنبه 14 خرداد1388 و ساعت 21:54 |

 

    آتشکده زرتشتیان

+ نوشته شده توسط محمد عبداللهی در جمعه 25 اردیبهشت1388 و ساعت 1:21 |

باغ دولت آباد            

+ نوشته شده توسط محمد عبداللهی در جمعه 25 اردیبهشت1388 و ساعت 1:19 |

پیر چک چک

+ نوشته شده توسط محمد عبداللهی در جمعه 25 اردیبهشت1388 و ساعت 1:14 |